الشيخ رسول جعفريان
820
رسائل حجابيه (فارسى)
پس امروز بود فردايى » . ولى من آنها را چندان مقصّر نمىدانم و توقّعى از ايشان ندارم ؛ چون حال ايرانيان و مخصوصا سفله و اراذل ايشان معلوم و در عيان و محتاج به بيان نيست و در اين قبيل از معايب كلّى ، فقط تقصير را با معارف عارف به اين مفاسد و شرور و ما فوق كه زمامداران امورند ، مىدانم . اذا كان ربّ البيت بالدّف مولعا * فشيمة اهل البيت كلّهم رقص چونكه ربّ البيت دف گيرد به كف * بيت و من فى البيت رقاصى كنند بديهى و پرواضح است كه علت اصلى فلاكت و بدبختىهاى امروزه تمام براى نبودن معارف است بر اصلى محكم و اساس مسلّم و مستحكم اسلام ؛ و همهء عقلاى عالم با اين عقيده همراه و گمان ندارم منكرى داشته باشد ( معارف ايران اسم و طول و عرض او زياد است ، ولى عمقى پيدا نكرده ) و با اين وضعيت كه ديده مىشود ، اميدوارى هم نداريم ؛ زيرا خود اروپائيان فعلا از اشعهء انوار اسلام اقتباس قانون كرده و تدريجا بر همان اصل مسلّم و سلّم محكم اسلام در كارند بالا مىروند ؛ هرگاه تمامى حكما و فلاسفه و پروفسورهاى اروپا و افريقا و امريكا و آسيا و تمام دانشمندان روى زمين در يك مجلسى جمع شوند و از حيث معاش آسوده حواس باشند ، عقلها به عقلها پيوندند و بدوانند ؛ فكرها به فكرها برسانند ، متّصلا بگويند و بشنوانند ، و سالهاى متمادى بر اين رويّه و تيره بگذرانند ؛ محال است مانند قوانين قرآن قانونى بياورند كه جامع حقوق عباد و ناظم بلاد و محصّل سعادت دنيا و معاد باشد : « قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً » ؛ « 1 » به همين جهت اروپائيان براى حفظ نظام و تمدّن مملكت و سعادت انام ، چارهاى نديده جز آنكه قانون اسلام را به كار برده و مىبرند ؛ و يوما فيوما بر حقايق و عظمت او اطلاع يافته و به لباسهاى گوناگون بهطور ديگر جلوه داده و در مملكت خود قانونيت داده و نام او را قانون مىگذارند : تو هر رنگى كه خواهى جامه مىپوش * كه من آن قدّ موزون مىشناسم و بالجمله چون به چشم بىغرضى بنگريم ، اساس دين اسلام در اعلى درجهء متانت و رزانت و كاملا سبب تعالى و ترقّى ملّت و مملكت و موجب سعادت دنيا و آخرت است دينى جامعتر از اين دين و آئينى نيكوتر از اين آيين نتوانيم يافت . بنابراين حقّا سزاوار است ، اشغالكنندگان كرسىهاى وكالت و وزارت و يا رياست ، مقيّد باشند به ديانت ؛ و با فرض تقيّد ، محال بود در تحت كلمهء حريّت ، مجال و فرصتى به دست لامذهبان و اجنبىپرستان مملكت افتاده و از اين كلمه بتوانند سوء استفادهء آزادى قلم
--> ( 1 ) . اسراء ، 88